احساس تنهایی را شناخته و آن را بیان دارید.
برای متوقف کردن احساس تنهایی
، اول باید بپذیریم که احساس تنهایی می‌کنیم، با اینکه گاهی اوقات پذیرفتن آن خیلیمشکل است. سپس باید احساس تنهای را به شیوه‌ای ابراز داریم. می‌توانیم آن را دردفتر یادداشتروزانه بنویسیم، یا از طریق نوشتن یکنامه تخیلیبه یک دوست یا فامیل تنهایی‌مان رابروز دهیم، از طریقکشیدن و رنگ کردن یک تصویر،آواز خواندنیا انجام هر کار دیگری که باعث ابرازاحساسات درونی‌مان گردد، شاملصحبت کردن با دیگراننیز می‌توانیم احساس تنهایی‌مان را بیان داریم.
بیان این احساسات ممکن استبه کشف این نکته منجر شود که ما چیزهای زیادی را احساس می‌کنیم که با احساستنهایی‌مان مرتبط هستند، از قبیلغمگینی،خشمو ناکامی. ممکن است قادر به شناسایینواحیی باشیم که این احساسات از آنجاها می‌آیند، یعنی متوجه شویم که چگونه با زندگیما ارتباط یافته‌اند. به موازات توانایی‌مان در دیدن این ارتباط ، توانایی‌مان درتغییر آنها نیز افزایش می‌یابد.
فعالتر باشید
.
بزرگترین تغییر ، البته ، متوقف کردن حالت انفعال و فعال‌تر
شدن است. اگر ما کسی را ترک کرده‌ایم، از قبیل والدین ، خانواده یا دوستان ،می‌توانیم به آنهاتلفنبکنیم،نامهبنویسیم و یا بهملاقاتشان برویم. صحبتکردنبا یک دوست فهیم نیز به تغییر خلقیات کمک خواهد کرد.
اگر دوستفهیم در دسترس نیست، صحبت با یک معلم یا مشاور می‌تواند نقطه‌ای برای شروع باشد. اگر احساس تنهایی به دلیل مردن شخص مورد علاقه باشد، ابراز اندوه ناشی از فقدان اوو یادآوری خاطرت شاد خودمان با وی و توجه به اینکه خاطرات همیشه با ماست، می‌تواندبه ما در دور شدن از احساسات تنهایی کمک کند. این الگو را می‌توان در مورد از دستدادن دوستی‌ها و یا روابط عشقی مورد استفاده قرار داد.
در فعالیتها یا باشگاهها شرکت کنید
.
شرکت در فعالیت یا باشگاه چندین چیز
را می‌تواند به دنبال داشته باشد. شرکت در فعالیتهای لذت بخش ذهن ما را از احساستنهایی دور می‌گرداند. این فعالیتها از طریق فوق می‌تواند بطور مستقیم خلق ما راتغییر دهند. این اعمال همچنین فرصتی را فراهم می‌کنند تا افرادی دارای علائق مشترکو مشابه را ببینیم و مهارتهای ملاقات با دیگران را در خود افزایش دهیم.
این
فعالیتها ، ساختاری را به زندگی ما داده و احساس می‌کنیم که چیزی برای آینده وجوددارد. در بعضی موارد این اثرات خیلی سریع و در مواردی دیگر به کندی بدست می‌آیند. ما واقعا نیاز داریم که خود را مجبور کنیم که به دیدار دیگران رفته، با آنها صحبتکرده و فعالیتهای متعدد را مورد توجه قرار دهیم. قبل از اینکه در رابطه با آنچه کهمی‌خواهیم انجام دهیم، احساس راحتی داشته باشیم و سپس به مشاهده و پیشرفتبپردازیم.
شاید چیزی که باید از آن خودداری کرد، این باشد که بکوشیم بهباشگاه یا یک سازمان یا حتی یک رابطه جدید به این خاطر ملحق شویم که فکر می‌کنیمحال ما را بهتر کرده و یا به شخصی جذاب تبدیل خواهد کرد. راهبرد بهتر این است که درفعالیتها به این خاطر درگیر شویم که آنها قبلا در ماایجاد لذتمی‌کرده‌اند و یا اینکه فکر می‌کنیم برایمانخوب خواهند بود. این باعث می‌شود که از انجام فعالیتها با مردم و بودن با مردمی کهاز این امورات لذت می‌برند، لذت ببریم. همچنین ممکن است دریابیم که بعضی از مردمهمانطوری هستند که ما هستیم. یک امتیاز اضافی نیز این است که درمی‌یابیم قادریم،بعضی از فعالیتها و علائق را انتخاب و به تنهایی انجام دهیم، بدون اینکه احساستنهایی بکنیم. Magic_by_engelstraene.jpg


لایک کردن این پست :